تبليغاتX
میوه ممنوع

 

پيام مدير


یه وبلاگ ساده که نوشته هاش از احساسات درونیم نشات میگیره.

امكانات وبلاگ

اين صفحه را صفحه خانگي خود كنيد    ارسال نامه به مدير    اين وبلاگ را به علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد

  RSS  

لوگوي ما


لوگوي دوستان

طراح قالب

با تشکر از گروه طراحان ایران قالب که ما را در ساخت و طراحی این قالب یاری نمودند

نمیدونم از کجا بگم از کدوم درد نا گفته !!! نمیدونم اصلا چرا میخوام بگم؟ شاید چون دلم در حال انفجاره!!!

میدونی وقثی همه چی یهو خراب میشه تو هیچ کنترلی از خودت نداری نمیتونی تصمیم بگیری نمیتونی به چیزای خوب نگاه کنی...

حتی بهشون فکر کردن برات سخت میشه

چند روزی بود بهتر بودم و فکر میکردم شاید دوباره دنیا با هام آشتی کرده اما دریغ که این خیالی بیش نبود و الان من در عمیقترین و ژرفترین سیاه چاله ها در حال دست و پا زدن هستم و نمیدونم چکار باید بکنم؟

نمیدونم چه خاکی به سرم بریزم؟!!

ای خدا صدامو میشنوی

یا اونقدر تو دستگاه حکمرانیت غوغا و جنجال هست که صدا به صدا نمی رسه چه برسه که صدای من بهت برسه؟....

یا شایدم خودت رو زدی به نشنیدن؟!! این امکان هم قویه!!! چرا باید به صدای من گوش بدی؟چرا خودتو واسه این کمترین خسته کنی؟

اصلا دیگه نمیخواد بشنوی....نمیخوام بشنوی که اینطوربعدش بی محلیم کنی.....این بی محلی از همه بدتره

خیلی بد....

+| نوشته شده توسط زینب در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 23:59