حرفهاي زيادي براي گفتن دارم ولي.............
هميشه دنبال يکي هستيم که حرفامونو درد دلامونو غمها و غصه هامونو بهش بگيم ولي جالب اينجاست وقتي سر
عمل ميرسه نميتونيم اونجور که بايد حرفامونو بگيم!
تا حالا حتما تجربه کردي؟ روزايي رو که مي خواستي حرف بزني و ،نزدي! حسي که بايد انتقال ميدادي و، ندادي!
چرا؟
خودت هم نميدوني! اتفاقا کسي رو هم داشتي که بهش بگي ولي.....
بگذريم.
زندگي همش حرفاي ناگفته است .حرفايي که هميشه به گور برده ميشن! به جاي اينکه به موقعش بيان شن و
جلوي کلي سوء تفاهما رو بگيرن!
اي کاش به جاي اينکه اينقدر دنبال کسي باشيم که بتونه سنگ صبورمون شه ، سعي مي کرديم جرات گفتن رو
تو خودمون ببريم بالا تا هيچ وقت حرفامون سر گلومون قلمبه نشه ! خيليها هستند که ميتونند همون باشن که ما
ميخوايم ، ولي مهم اينه که با هاشون راحت حرف بزنيم و صحبت کنيم.
اميدوارم روزي بياد که حرفي تو دلم نمونه!
+| نوشته شده توسط
زینب در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 21:7
|
حقوق اين
وبلاگ محفوظ است و كپي از آن تنها با ذكر نام مجاز مي باشد |