تبليغاتX
میوه ممنوع

 

پيام مدير


یه وبلاگ ساده که نوشته هاش از احساسات درونیم نشات میگیره.

امكانات وبلاگ

اين صفحه را صفحه خانگي خود كنيد    ارسال نامه به مدير    اين وبلاگ را به علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد

  RSS  

لوگوي ما


لوگوي دوستان

طراح قالب

با تشکر از گروه طراحان ایران قالب که ما را در ساخت و طراحی این قالب یاری نمودند

امروز به اندازه تمام ذره های دنیا  تلخم. انگار می تونم تمام این تلخی رو در حالی که از سر و روم میچکه احساس کنم..........

چقدر سردم , چقدر سخت و بی روح شدم و چقدر.......................دلتنگ!!!!

دارم از غصه می ترکم.  داره همه وجودم تکه تکه می شه . دارم میمیرم . روحم تحمل ابن همه سختی رو نداره می خواد بپره و پرواز کنه .

مثل یه پرنده آزاد که هیچ قفسی حتی نمی تونه تصور کنه اونو حبس کنه!!!!!!!!!!!  یه پرنده که هیچ وقت بالش نمیشکنه و اونو توی راه جا نمی ذاره ..........

دلتنگم و هیچ راهی برای خلاص شدن از این بغض نمی دونم .

  خدایا .........خدایا.......صدامو میشنوی ؟؟؟؟؟

پس چرا به دادم نمی رسی؟ آخه من مرتکب کدوم گناه کبیره ای شدم که اینجور عذاب می کشم ؟

چرا اینقدر منو آزار می دی ؟چراااااااااااااا؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای کاش کسی بود که به حرفام گوش کنه و بهم بگه هیچ عیبی نداره . کسی که بتونم به حرفهاش اعتماد کنم......خدایا شاید تو به حرفهام گوش بدی شایدم به طور گذرا صدام به گوشت برسه ولی هیچ وقت از این نظر کمکم نمی کنی .........   خدایا ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!

آخه چرا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+| نوشته شده توسط زینب در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:35